سایت اختصاصی شایان دیبا

سفری در پیش است
سفری دور و دراز
سفری در آغاز
سفری به بلندای زمین تا خورشید
و به پهنای دیار تهدید
سفری به فراسوی جهان خاکی
عالم افلاکی
در گذرگاه غریبی که نه صبح است و نه شام
نه نشان است و نه نام
نه خزانی نه بهار
نه زمانی در کار
ساعت قلب زکار افتاده ست
با زمان جان داده ست
سفری نرم و سبک
به سبکبالی پرواز خیال
بی نیاز از پر و بال
بی نیاز از همه خوبی و بدی
کینه های ابدی
حیله و دانش انسان دو پا
آدم سر به هوا
آدم این ذره ناچیز بزرگ
آدم این بره در قالب گرگ
جُنگی از حادثه اوج و حضیض
مشتی از فلسه ضد و نقیض
گاه تا عرش خداوند در اوج
گاه بر کشتی بشکسته ز موج
سفری در پیش است
سفری دور و دراز
سفری در آغاز
من از این سفر دور و دراز باز میگردم و باز
دوست دارم که تو با من باشی
همه با من باشند
همه اینها که کنون اینجایند
یا که بعد از من وما می آیند
همه ما که به یک شاخه بودن وصلیم
همه ما که ز یک خون و هزاران نسلیم
همه آنان که توانایی معنا دارند
همه آنان که دلی عاشق و شیدا دارند
دوست دارم همه با من باشند
غم من ، دوست من ، دفتر من
عشق ، فرزند ، پدر ، مادر من
دوست دارم همه با من باشند
سفری در پیش است
سفری در پیش است ...

 

زنده یاد استاد تورج نگهبان



Share this Post Share to Facebook Share to Twitter Email This Pin This

نوشته شده در تاريخ شنبه 17 خرداد 1399برچسب:سفری در پیش است - استاد تورج نگهبان, توسط شایان دیبا